|
علی جان دیگر دردهای سینه ات را مرهم و درمانی نیست و سنگینی حرف های نگفته ات را راه و چاره ای شانه های استوارت در غم فراق فاطمه ات می لرزد و چاه های کوفه سر به زیر و شرمنده از اشک هایت بر غربت و غریبی تو خون گریه می کنند... .
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 18:40 توسط جلال |
|
| |||||